(¯`·.¸¸//\دفترچه دختر آسماني /\\¸¸.·´¯)
وقتی که نبود... شگفت ! ............. وقتی که بود نمی دیدم وقتی می خواند نمی شنیدم وقتی دیدم که نبود وقتی شنیدم که نخواند چه غم انگیز است که وقتی چشمه ای سرد و زلال در برابرت می جوشد و می خواند و می نالد تو تشنه ی آتش باشی و نه آب و چشمه که خشکید و چشمه که از آتش که تو تشنه ی آن بودی بخار شد و به هوا رفت و از زمین آتش رویید و از آسمان آتش بارید تو تشنه ی آب گردی و نه آتش !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! وقتی که کسی رو از ته دل بدون هیچ قصد و نیتی دوست داری و حاضری براش هر کاری رو انجام بدی ؛ دوسش داری اما در نظر اون آدم هیچ باشی ؛ نه ؛ هیچ کلی ارزش داره ؛ هیچ ارزش هیچی رو داره اما تو ارزش اون هیچی رو هم نداشته باشی ، یعنی اصلا واسش وجود نداشته باشی ، اما نه ؛ همون وجود نداشتن هم کلی وجود داره اما تو اون وجود نداشتن رو هم نداشته باشی ؛با این حال به همین دلخوش باشی که اگه اون دوستت نداره در عوض ؛ تمام دوست داشتن تو واسی اون هست . یادمون باشه كه هیچكس رو امیدوار نكنیم بعد یكدفعه رهاش كنیم چون خرد میشه میشكنه و آهسته میمیره . یادمون باشه كه قلبمون رو همیشه لطیف نگه داریم تا كسی كه به ما تكیه كرده سرش درد نگیره یادمون باشه قولی رو كه به كسی میدیم عمل كنیم . یادمون باشه هیچوقت كسی رو بیشتر از چند روز چشم به راه نذاریم چون امكان داره زیاد نتونه طاقت بیاره . یادمون باشه اگه كسی دوستمون داشت بهش نگیم برو نمیخوام ببینمت چون زندگیش رو ازش میگیریم دلم گر فته آسمون نمیتونم گریه کنم شکنجه میشم ازخودم نمیتونم شکوه کنم انگاری کوه غصه ها رو سینه من اومده آخ داره باورم میشه خنده به من نیومده دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم تو روزگار بی کسی یه عمره که در بدرم حتی صدای نفسم میگه که توی قفسم من واسه آتیش زدنِ یه کوله بارِ شب بسم دلم گرفته آسمون یکم منو حوصله کن منو که از اون روزگار یه خورده کمتر گله کن منو به بازی میگیرن عقربه های ساعتم برگه ی تقویم میکنه لحظه به لحظه لعنتم آهای زمین یه لحظه تو نفس نزن نچرخ تا آروم بگیره یه آدم شکسته تن
تا اینکه یه روزی یه جایی به این این برسی که نه تنها دوست داشتنت دروغ تلقی میشه بلکه کلی هم نسبت ناجور بهت بزنه؛ نسبت ناجور رو همون کسی که جونت واسش در میره بهت بزنه ؛ همونی که شب و روزت رو با فکر اون سر میکنی اما اون حتی لحظه ای فکر کردن رو ازت دریغ میکنی ؛ همون کسی که ساعتها انتظارش رو بکشی ، اما اون نه تنها انتظارت رو نمی کشه بلکه انتظارت رو طولانی و طولانی تر میکنه ؛ و حالا با شنیدن حرفایی که... اینجاس که تصمیمت رو می گیری ، تصمیم می گیری برای همیشه خودت رو از این زندانی که خودت واسی خودت درست کردی خلاص کنی
و برای همیشه باهاش خدا حافظی می کنی و از ته دل براش بهترین ها رو می خوای و برای بار آخر واسی دل خودت اشک میریزی ، اشک میریزی واسی دلی که نه تنها قدرش رو ندونست بلکه خیلی سخت شکست ، دل شکسته ی که صدا شکستنش تا خود آسمون رفت ، اما تو همون گریه ها از اون مهربون همیشگی می خوای که هیچ وقت دل اون رو نشکونه و ...
اما ؛ وقتی که دلی میشکنه خیلی سخت شکسته ها رو میشه سرجای اول خودش بذاری، و وقتی سرجای خودش قرار می گیرن خیلی زود حتی با یه نسیم بهم می ریزن.
وقتی که ازش واسی همیشه خداحافظی میکنی میری سراغ دل شکسته خودت تا مثل روز اولش درستش کنی ؛ دلی ک به مویی بنده و به هر بهونه ی میزنه زیره گریه ؛ دلی که با شنیدن کلمه دوستت دارم هزارتا سوال بی جواب جلوی روش سبز میشه ، دلی که برای آشنا کردنش با محبت کلی تلاش می کنی و می بینی هنوز اول راهی ، دلی که با هر بهونه ی یاد اونی می یفته که هیچ وقت به یادش نبوده و حالا تو باید به این دل بند زده بگی که بد و خوب همه جا هست و باید از اول شروع کرد باید یا علی گفت و لحظه های قشنگ رو با تلخیاش تلخ نکرد...
ساعتها ؛ روزها و هفته ها و ماهها با دلت حرف میزنی و برای آشتی دادنش با زندگی تلاش می کنی ؛ تا اینکه...
تا اینکه یک روز از همون روزای قشنگ زندگی سراغت رومیگیره؛ واسی چی ؟ چرا حالا ؟ اون هم بعد از این همه مدت؟ نه بچه هستی و نه می خوای خودت رو گول بزنی ، واقعیت اینه که واسی این که وجدان خودش رو راحت کنه اومده سراغت ؛ اومده تا ازت حلالیت بخواد ؛ حلالیت از دل ساده ی که چه ساده زیر پاهاش له ش کرد ؛ حلالیت؟ نه حلالیت واسی چی ؟ تو که بهش گفته بودی ازش دلخور نیستی و خیلی دوستانه تمومش کردی ؛ اما نه این بار هم معلومه حرفت رو باور نکرده مثل بقیه حرفات این یکی رو هم به حساب دروغای نگفتت گذاشته ،به پای دروغ های که هیچ وقت حتی مصلحتیش رو بهش نگفتی ؛ دلیل اومدنش اینه که بهت بگه دیدی دوست داشتنی در کار نبوده دیدی بعد از چند مدت همیشه فراموش شد ؛ دیدی چه دروغگوی ماهری بودی که حتی خودت هم حرفای خودت رو باور کردی ؛ اما نه شاید هم هیچ کدوم اینا رو نگه فقط برای این اومده باشه که ببینه اون دل شکسته جایی برای شکستن دوباره داره.
و از هجوم این فکراس که حس می کنی خسته ی ؛ و این بار این دلته که بهت میگه زندگی هر لحظه و هر ساعتش زیبا و دوست داشتنی پس قدر لحظه هات رو بدون و فکر و ذهنت رو با مهربونی آبی آبی نگه دار و اون وقت پیش خودت برای اون کسی که هیچ وقت حتی به اندازه سر سوزن براش اهمیتی نداشتی دعا می کنی...
| Design By : Night Skin |








